حال دل

حال دل با تو گفتنم هوس است..

خونه

  • ۲۲:۲۸

هربار که میام خونه یادم میفته چقدر بودن تو جایی که تک تک اعضاش عاشقانه و بی چشم داشت دوستت دارن قشنگه، چقدر خوبه که تو این دنیای بزرگ و گاهن سرد، مطمئن باشی چهار نفر هستن که براشون مهم ترینی! چقدر دردناکه که این روزها انقدر ازشون دورم و چقدر دردناک تر که میخوام دورتر بشم..

اون موقع ها که از مدرسه با رضوانه برمیگشتیم و مامان و فرشته خونه بودن و بابا هم یه کم بعد میرسید و ناهار آماده بود چقدر دور به نظر میان!

خدابا شکرت بابت داشتن مامان و بابا و خواهرام که هر کدوم یه تیکه از وجودمن، دلیل نفس کشیدنمن..

  • ۲۶
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
فکرها، دغدغه‌ها و خاطرات یه دخترِ دانشجویِ کامپیوترِ بیست و یک ساله؛ که میترسه یادش برن.. که نمیخواد یادش برن!