حال دل

حال دل با تو گفتنم هوس است..

مادر

  • ۲۳:۴۹

داشتم موهامو شونه میکردم. مامان اومد تو اتاق گفت میخوای موهاتو ببافم؟ گفتم آره. همیشه میگم آره. 

الان تو خوابگاهم؛ ازش دورم؛ ولی دستهاش رو لابه لای موهام حس میکنم. دلم نمیاد موهامو باز کنم.. 

  • ۳۲
my self
دو سال پیش روز مادر صبح که از خواب بلند شدم رفتم پیشش داشت قرآن میخوند آروم چوب الف گذاشتم رو صفحه و قرآن و بستم تا اومد حرف بزنه بوسش کردم و گفتم امروز روز مادر هیچی برات نخریدم میخوام به جاش موهات شونه کنم....موهاش شونه کردم و یه عالمه بغض قورت دادم اما تهش حظ بردم...این دلچسب ترین قابی که از من و مامان تو خاطرم هست.
چه قاب قشنگی!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
فکرها، دغدغه‌ها و خاطرات یه دخترِ دانشجویِ کامپیوترِ بیست و دو ساله؛ که میترسه یادش برن.. که نمیخواد یادش برن!