شعر خوندن در همه حالی میتونه حالم رو خوب کنه. حافظ هم که جای خودش رو داره. بیشتر شب ها قبل از خواب یه تفال میزنم؛ که بیشتر از فال و نیت برای اینه که یه غزل بخونم و حال خودمو خوب کنم. امشب این غزل اومد: " مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد.." خوش به حال حافظ که اینقدر قشنگ کلمات رو کنار هم چیده، اینقدر زیبا حرف هاشو زده.. خوش به حال ما که حافظ رو داریم!


+دیروز موآمر بهم ایمیل زده بود. گفته بود تو اخبار دیده ایران زلزله اومده و حالم رو پرسیده بود و گفته بود برای من و خانوادم دعا کرده. هنوز معتقدم خیلی خوش شانس بودم برای آشنایی و دوستی با بچه های تیمم. حس خوبیه داشتن دوستی با هزاران کیلومتر فاصله که اینقدر خوبه. دوست داشتم بازم میتونستم ببینمشون. اون ایده ولادان که هر وقت اومدی چهارتامون رو خبر کن حتمن! کسی چه میدونه! شاید یه روز عملی شد!