حال دل

حال دل با تو گفتنم هوس است..

Home Is Where You Park It!

  • ۲۳:۲۲

امروز بعد از چندین هفته پرمشغله بالاخره نفس راحتی کشیدم تا فردا که دوباره موج جدیدی شروع بشه.

 دفتر خاطرات سال دوم دبیرستانم رو پیدا کردم و کیف کردم از خوندن رعنای 6 سال پیش. از دغدغه‌هایی که الان برام مسخره به نظر میان و رشدی که از لحاظ فکری داشتم. از آرزوهایی که برآورده شدن و جاشون رو به آرزوهای بزرگ‌تر دادن. و غصه خوردم که چرا الان هرشب نمی‌نویسم؟ چقدر حیفن خاطراتی که محو می‌شن! چقدر ارزشمنده ثبت لحظات به ظاهر بی‌ارزش!

این رو امشب کشیدم تو دفترم که آرزوهای الانم یادم نره. که یه روزی رعنای 6 سال بعد دفترو باز کنه و به خاطر من 21 ساله هم که شده رویاهاش یادش بیان.

VanLife

  • ۳۸
Mari Na
کاش بیشتر بنویسی، کاش بیشتر بکشی.. همینجا.
مرسی ماری نای عزیزم *__* باعث خوشحالیمه که تو اینو میگی :)
Mari Na
رعنای عزیزم...
Mari Na
http://s8.picofile.com/file/8318104884/11811387_657264167743727_8258019289595943300_n.jpg

http://s8.picofile.com/file/8318104892/12118879_651116468364874_4854111915560986749_n.jpg

http://s8.picofile.com/file/8318104918/11811407_656181577851986_2634130476026790828_n.jpg

http://s8.picofile.com/file/8318104934/13015374_764477687022374_2042274847153407836_n.jpg

کاش الان دیرم نشده بود و می تونستم بیشتر تو فولدر عکسام بگردم.. ب زیبایی اونچه تو کشیدی نیستن اما منو یادت انداخت..:)
خیلیی مرسی ^__^
خیلی دوست می دارم عکس هات رو 💓 
ا مید
عجب جمله ای.. چقدر بوی تنهایی داره برایم
چرا تنهایی؟ خیلیا خانوادگی این کارو میکنن :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
فکرها، دغدغه‌ها و خاطرات یه دخترِ دانشجویِ کامپیوترِ بیست و یک ساله؛ که میترسه یادش برن.. که نمیخواد یادش برن!