حال دل

حال دل با تو گفتنم هوس است..

هاستل

  • ۱۵:۳۱

از مدت‌ها قبل، یکی از آرزوهایم این بوده که صاحب یک هتل جمع و جور باشم. جزییات کار هتل‌داری برایم خیلی جذاب به نظر می‌رسد. اینکه هر روز کلی مسافر ببینی و داستان‌هایشان را بشنوی و محیطی آرام و صمیمی برایشان فراهم کرده باشی دلنشین است. بعد از اینکه با هاستل آشنا شدم، آرزویم جای خود را به هاستل داد. آن تصوری که من از هتلم داشتم بیشتر شبیه به یک هاستل است، جایی که برای مسافرانی که ارزان سفر می‌کنند(و بالتیع داستان‌های هیجان انگیزتری دارند!) مناسب است. آن روح هاستل که بر کارهای جمعی و وقت گذراندن با دیگران برپاست همان چیزی است که دوست دارم :) این ها را گفتم، چون دیروز خیلی اتفاقی با یک هاستل در تهران آشنا شدم که خیلی شبیه آرزویم است! این آدرس وبسایتشان است، اگر شما هم چنین فضاهایی را دوست دارید از دیدن چنین جای باکیفیتی در تهران خوشحال خواهید شد!  

برای دوران بازنشستگی، داشتن یک هاستل صمیمی(و چه بسا با چندین شعبه!) خیلی ایده‌آل به نظر می رسد، هر روز کلی جوان کوله‌گرد ببینی از همه جای دنیا و شور و شوق آن‌ها در تو هم دوباره جوانه بزند :)

  • ۵۴
آرش پوردامغانی
پس بنابراین احتمالا داستان امید حاتمی و هاستل ایشان نیز برایتان جذاب باشد:
https://www.digikala.com/mag/video/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AC/
https://www.hostelworld.com/hosteldetails.php/Tehran-Heritage-Hostel/Tehran/284503
مرسی، خیلی خوب بود! :)
my self
سال ها طول کشید تا فهمیدم آدم ها بیشتر و بهتر  از هرچیز انسان را به زندگی وصل میکنند.
آدم‌ها.. واقعا روابط انسانی پیچیده‌ترین و در عین حال زیباترین پدیده‌های این دنیا هستن!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
فکرها، دغدغه‌ها و خاطرات یه دخترِ دانشجویِ کامپیوترِ بیست و دو ساله؛ که میترسه یادش برن.. که نمیخواد یادش برن!