حال دل

حال دل با تو گفتنم هوس است..

دوچرخه

  • ۱۷:۴۸
خیلی دوست دارم با دوچرخه به دانشگاه بیایم و برگردم. در شهر یک سرویس دوچرخه شهری هست که بیش از ۱۲۰ ایستگاه دارد. در هر ایستگاه حدود ۱۰ الی ۲۰ دوچرخه و یک دستگاه هست که می‌توانی با ثبت نام کردن و پرداخت هزینه ثبت‌نام یک یورو، از دوچرخه‌ها استفاده کنی. هزینه استفاده از دوچرخه‌ هم برای ساعت اول رایگان است، ساعت دوم یک یورو و با اضافه شدن زمان هزینه افزایش پیدا می‌کند. یک ایستگاه دوچرخه شهری درست روبه‌روی دپارتمان ما قرار دارد و یکی دیگر روبه‌روی ایستگاه مترویی که هر روز سوار می‌شوم. بارها بعد از دانشگاه قدمم به سمت ایستگاه دوچرخه شل شده و بعد پشیمان شده‌ام. بارها مسیر از دانشگاه تا خوابگاه با دوچرخه را روی گوگل مپ نگاه کرده‌ام و هیچ‌وقت امتحانش نکردم! دلیلش این است که راستش کمی می‌ترسم. دوچرخه سواری بلدم، اما در ایران صرفا در حیاط خانه و خوابگاه سوار می‌شدم و نهایتا طول کوچه‌ی خودمان را. با اینکه اینجا در همه‌ی خیابان‌ها مسیر دوچرخه رو وجود دارد و اتفاقا مسیر دانشگاه به خوابگاه از کانال می‌گذرد که کنارش فقط دوچرخه و پیاده‌رو هست، اما باز هم نمی دانم چرا می‌ترسم امتحانش کنم! بچه که بودم همه‌ی عشقم دوچرخه سواری بود! هر روز خدا از سر ظهر تا شب در کوچه دوچرخه سواری می‌کردم و با همسایه‌ها مسابقه می‌دادم. حتی فکر می‌کردم در مسابقات دوچرخه‌سواری شرکت کنم و حرفه‌ای ادامه‌اش دهم. دلم خیلی برای آن روزها تنگ شده..
  • ۲۴
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
فکرها، دغدغه‌ها و خاطرات یه دخترِ دانشجویِ کامپیوترِ بیست و دو ساله؛ که میترسه یادش برن.. که نمیخواد یادش برن!