حال دل

حال دل با تو گفتنم هوس است..

جام جهانی بعدی و چشم‌هایشان، قطر!

  • ۱۱:۱۶

حقیقیتش من هیچ‌وقت فوتبالی نبوده و نیستم. شاید کم دیده باشم آدمی که به اندازه‌ی خودم دور از فوتبال باشد و حتی یک بازی فوتبال را هم تا آخر ندیده باشد! واقعیت این است که فکر می‌کنم فوتبال هیجان زیادی ندارد(با پوزش از فوتبال‌دوست‌های عزیز:)‌ ) و ۹۰ دقیقه تماشای آن حوصله‌ام را سر می‌برد.

حالا آدمی با این پیش‌زمینه فوتبالی را در نظر بگیرید که قوانین محدودی را هم که از فوتبال می‌داند از سوباسا و واکی بایاشی یاد گرفته، وسط تاب و تب جام جهانی و دیدن پست‌ها و استوری‌های آن‌هایی که الان در روسیه هستند و با لباس‌های سبز و سفید و قرمز برای هواداران تیم‌های دیگر کری می‌خوانند و همه چیز بیشتر شباهت به کارنوالی از رنگ و فرهنگ دارد، شدیدا هوایی شده که کاش آنجا بود! جام جهانی فوتبال بیشتر از اینکه مربوط به فوتبال باشد مربوط به آدم‌هاست! آدم‌هایی که از هرجای دنیا جمع شده‌اند به بهانه‌ی فوتبال. درست است که فوتبال دوست ندارم و ترجیح می‌دادم مثلا والیبال اینقدر محبوب عالمیان بود، اما حالا که یک بازی می‌تواند اینقدر زیبا همه را دور هم جمع کند و مرزهای ساختگی جغرافیایی را درهم‌شکند، دمش گرم! 

دیدن آدم‌های کشورهای دیگر بیشتر از هر چیز دیگری در دنیا برایم هیجان‌انگیز است! وقتی اولین بار یک خارجی دیدم و با او حرف زدم صدایی در من می‌گفت که نگاه کن! آدم‌های دیگر، با شکل و ظاهری متفاوت از تو، عقایدی کاملا متفاوت، محل زندگی و فرهنگ کاملا متفاوت و احساسات و عواطفی مشابه وجود دارند، جاهای مختلف این زمین زندگی کرده و می‌کنند، و می‌توانید به راحتی با هم درباره موضوعات مشترک و غیر مشترک حرف بزنید و حتی شوخی کنید! حالا برای آدمی مثل من جام جهانی می‌تواند بهشت باشد! بهشتی از رنگ و فرهنگ و آدم‌ها. 

چهار سال مانده تا جام جهانی بعدی که در قطر برگزار می‌شود. به خودم قول دادم چهار سال بعد، قطر باشم، نه برای فوتبال، که برای هوادارنش. خدا را چه دیدید، شاید به فوتبال هم علاقمند شدم! :)

مرسی از دعوت عارفه‌ی عزیز! عنوان جام جهانی چشمانت بود ولی من نتوانستم جور عاشقانه‌ای بنویسم! در عوض چشمانت را ربط می‌دهم به صدها هزار چشم آن‌همه هوادار، با رنگ‌های مختلف، چشم‌های بادامی، چشم‌های قهوه‌ای و سیاه و سبز و آبی و چشم‌های عینکی و ... ، ربط می‌دهم به هیجان، شادی و ناراحتی آن‌ چشم‌ها برای اتفاقات مشترک، ربط می‌دهم به چشم‌هایی که با صلح و شادی به هم نگاه می کنند و با شیطنت برای هم کری می‌خوانند! کسی را دعوت نمی‌کنم چون روز آخر است و شاید فرصت نکنید بنویسید. اما اگر کسی دوست دارد دعوت شود بگوید :)

  • ۸۸
عارفه ...
رعنا 
فوتبال فقط یه ورزش نیست،یه فرهنگه واقعا
منم فوتبالی نیستم اما ازچیزهایی که مردم روخوشحال میکنن به شدت استقبال می کنم.
ان شاءا...همه باهم قطر:)
مرسی که نوشتی عزیزم
آره واقعا! 
ان شالله قطر میبینمت پس :))
مرسی از دعوت تو 💜
my self
فوتبال اعجاز هزاره ی سوم...
به قول میثاقی:مرسی فوتبال...
فکر کن میشنی حنجرت رو برای عبور یک توپ 400 گرمی از یک خط 3 سانتی پاره میکنی و اشک میریزی و میخندی و هزارتا داستان دیگر اما بعد همه ی اینها بهانه میشود که ببینی چقدر به آدم ها نزدیک تری...همذات پنداری...شوپنهاور میگه اینکه حس کنی کسی دیگه ای هم دنیا رو شبیه تو میبینه زهر هستی رو میگیره...کدام اتفاق دنیا را سراغ داریم که این همه مرزها را بهم نزدیک کند که من یک آدم از قشر متوسط از یه جامعه ی کارگری از وسط خاورمیانه ی پر آشوب را بچسباند به یک تیم شطرنجی پوش دوست داشتنی از یک کشور چهار میلیونی در قلب اروپا؟؟؟
چشماشم تب فوتبال دیگه،تب گل آفساید،تب گل به خودی مراکش،تب گرفتن پنالتی رونالدو،تب پنالتی سه جافه انصاری فرد و بیشتر از همه تب موقعیت طارمی که اگر گل میشد میرسیدیم به رویاهامون به خوشبختی...
خیلی خوب توصیف کردی. این جام دو تا بازی ایران با اسپانیا و ایران با پرتغال رو دیدم و واقعا هیجان‌زده شدم! فکر کنم معدود چیزی میتونه اونقدر هیجانم رو بالا ببره. ولی ناراحتم که دیگه نمیتونم تا جام بعدی تجربش کنم، چون هرچقدر هم زور میزنم نمیتونم طرفدار یه تیم بشم. تیم ملی داستانش فرق داره. :دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
فکرها، دغدغه‌ها و خاطرات یه دخترِ دانشجویِ کامپیوترِ بیست و دو ساله؛ که میترسه یادش برن.. که نمیخواد یادش برن!