حال دل

حال دل با تو گفتنم هوس است..

دلِ پُر

  • ۱۷:۵۷

همیشه سعی کرده ام از اطرافیانم توقع زیادی نداشته باشم. از آدم هایی که دائم گله دارند بی زارم و همیشه تلاش میکنم انتظاراتم را از دیگران پایین بیاورم تا بعدش از کوتاهیشان ناراحت نشوم. بعضی ها را میشناسم که مدام غر میزنند و گله میکنند، چرا بهم زنگ نزدی؟ چرا برای تولدم فلان کارو نکردی؟ چرا دیر جوابم رو دادی؟ چرا چرا .. بعد از مدتی که میشناسمشان سعی میکنم روابطم را با این آدم ها محدود کنم، چون دوستی با آنها برابر است با استرس و ترس مدام از ناراحت شدنشان. اما حالا جنبه ی دیگری از این ویژگی به نظرم رسیده. مردم همیشه سعی در راضی نگه داشتن این آدم ها دارند! تلاش میکنند بهشان برنخورد! مواظبند ناراحت نشوند! بله، من احترام از روی ترس را دوست ندارم، اما وقتی میبینی دیگران چون میدانند تو ناراحت نمیشوی تلاشی در این جهت نمیکنند و انگار برایت ارزش قائل نیستند بسیار ناراحت کننده است. حقیقت این است که ناراحت میشوم، شاید خیلی بیشتر از بقیه حتی، ولی صرفا به روی خودم نمی آورم، صرفا دوست ندارم دیگران را ناراحت کنم. فهمیدنش اینقدر سخت است؟ حتی الان هم چون میدانم برخی از دوستانم خواننده خاموش اینجا هستند سربسته مینویسم، باز هم برای اینکه مبادا ناراحت شوند! 

  • ۵۷
سمولی :)
اهوووم... حالا من هیچوقت اینجوری نبودم ک بخام گلگی کنم و انتظار داشته باشم
درستش هم همینه :)
اقلیما ...
بیخیال آدمها فقط برای خودت زندگی کن
چه اهمیتی داره چجوری فکر میکنن،مهم اینه که تو نیت بدی نداشته باشی و خیالت پیش خودت راحت باشه
مرسی :) البته من نگران اینکه دیگران چطور فکر میکنن نیستم، ناراحت اینم که چطور رفتار میکنن :)
Vafa 1192
من مدتهاس به این نتیجه رسیدم بهتره آدم همیشه چارچوب مشخص داشته باشه به همه بفهمونه من منعطفم من مهربونم من خوبم تا وقتی که چارچوب من رو رعایت کردی اگه مرز رو رد کردی اوضاع بهم میریزه. این چارچوب تو همه چی باید صادق باشه حتی توقعات!! 
من مدتهاس به قوانینم فکر میکنم
خیلی راهکار خوبیه، ولی درباره‌ی انتظاراتی که از بقیه دارم دوست دارم خودشون بفهمن! دوست ندارم زوری باشه. محبت و احترام زوری اذیتم میکنه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
فکرها، دغدغه‌ها و خاطرات یه دخترِ دانشجویِ کامپیوترِ بیست و دو ساله؛ که میترسه یادش برن.. که نمیخواد یادش برن!